|
اگه بمونی خورشید و از اون بالا می آرم برات خوب می دونی اگه بمونی، اگه بمونی
می بندم یه دستبند بلور از اشک گرم و پر نور دور دست های پر از غرور
می گیرم عکس ماه و از آب از لبام تنگ شراب هدیه می آرم برات تو خواب
پر می شه صحرا از شقایق ها می ره از چشمونم ابر سیا اگه بمونی، اگه بمونی
اگه نمونی شب می آد نور اسیره، پونه می میره، دل می گیره اگه نمونی، اگه نمونی
می میره ستاره م تو هوا روز می شه سرد و سیا
گریه می کنن باز پریا
چشامو می دم به ماهی ها دست هام و می دم به دریا می رم از چشم تنگ دنیا
ماهی عشقم می شینه به خاک از روی دنیا، نامم می شه پاک اگه نمونی، اگه نمونی |